العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
8
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
احاديث از همين جا ناشى شده و ضبط آنها متفاوت انجام گرفته است . ابن سعد در طبقات گويد : نخستين كسى كه تصميم گرفت كتابى در حديث و سيره تاليف كند ، مروان بن حكم بود ، او دستور داد اخبار رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله را كه غير از طريق ابو هريره بود تدوين كنند ، از اين روايت معلوم مىگردد كه تا آن روز فقط اخبار ابو هريره در ميان مردم بوده است و از ساير صحابه حديثى نبوده . بعد از آن فرزندش عبد العزيز بن مروان به كثير بن مره حضرمى دستور داد نام كسانى را كه در جنگ بدر شركت داشتند بنويسد ، او هم هفتاد نفر از شركتكنندگان بدر را در آن كتاب نوشت و بعد از آن عمر بن عبد العزيز هنگامى كه به خلافت رسيد فرمانى صادر نمود تا اخبار و احاديث رسول اكرم را جمع آورى كنند و در كتابى ثبت نمايند . با اين روايات معلوم مىگردد كه تدوين حديث و سيره از اواخر قرن اول هجرى آغاز شده است ، زبير بن به كار در موفقيات گويد : سليمان بن عبد الملك در سال 82 هجرى هنگامى كه وليعهد بود ، وارد مدينه شد ، او در مدينه از همه مساجد و مشاهد ديدن كرد و با گروهى از بزرگان در مدينه ملاقات نمود . يكى از كسانى كه در مدينه با سليمان ملاقات كرد ابان بن عثمان بود ، او در مسجد قبا با سليمان بن عبد الملك گفتگو كرد ، سليمان به او گفت : شما سيره پيامبر را بنويسيد ، ابان گفت من سيره او را نوشتهام و اينك در اختيار شما قرار مىدهم . سليمان كتاب سيره را از ابان گرفت و آن را مورد مطالعه قرار داد . سليمان كتاب را مطالعه كرد و موضوعات آن را بدقت بررسى نمود و بعد گفت : شما در اين جا از انصار بسيار سخن گفتهايد ، و از فضائل و مناقب آنان در اينجا آوردهايد و از ما چيزى در اين كتاب نيست ، ابان گفت : اى امير من در اين جا مطالب واقعى را آورده و هر چه حق بوده نوشتهام . سليمان گفت : من اين كتاب را به پدرم نمىدهم و بعد كتاب ابان را آتش زدند تا در دست مردم قرار نگيرد ، سليمان از مدينه به شام مراجعت كرد و جريان كتاب ابان را براى پدرش عبد الملك نقل نمود ، عبد الملك گفت : كتابى كه براى